واتس‌اپ رایگان است چون تو محصول هستی. دو میلیارد نفر هر روز با داده‌هایشان بابت اپی هزینه می‌پردازند که فناوری‌اش مال سال 2012 است.

من دارم پاسخش را می‌سازم. اسمش Hive است، کار می‌کند، و همین امروز می‌توانی استفاده‌اش کنی.

معامله ساده است: حرف‌زدن رایگان است. برای همیشه. متن، پیام صوتی، تماس — هیچ هزینه‌ای ندارند، چون تقریباً هیچ‌چیز مصرف نمی‌کنند. پول فقط بابت چیزی گرفته می‌شود که واقعاً قدرت پردازش می‌بلعد: هوش مصنوعی و ذخیره‌سازی. حساب‌وکتاب شفاف، بر اساس مصرف، قیمت روی همان دکمه. پیام‌های تو نه فروخته می‌شوند و نه برای آموزش مدل استفاده می‌شوند — نه از سر مهربانی، بلکه چون مدل کسب‌وکار اصلاً به آن‌ها نیازی ندارد.

وضعیت فعلی: پیش‌آلفا، فقط با دعوت‌نامه. ساخته‌ی یک نفر. و همین حالا هم کارهایی می‌کند که هیچ پیام‌رسان بزرگی نمی‌تواند.

یک ورود. یک اکوسیستم.

Hive ورود اختصاصی خودش را ندارد — یک هویت برای هرچیزی هست که می‌سازم. Henny ID. یک ایمیل، یک ورود، هر اپ.

این جزئیات نیست، این فونداسیون است. هر اپی که بعداً اضافه شود، از قبل تو را می‌شناسد. و قیمت این تصمیم صادقانه است: اگر سرویس هویت از کار بیفتد، هر اپی از کار می‌افتد. یک نقطه که همه‌چیز به آن آویزان است — عمداً همین‌طور ساخته شده.

دروازه‌ی ورودی Hive: «به Hive خوش آمدی. پیش‌آلفا، فقط با دعوت‌نامه»، دکمه‌ای با نوشته‌ی «کد دعوت دارم»، بالای آن نشان‌های «داده در آلمان · اتصال بدون شماره · هرگز فروخته نمی‌شود · هرگز برای آموزش استفاده نمی‌شود».
بدون رمز عبور، بدون شماره، بدون کارت اعتباری — فقط یک کد و یک ایمیل.
یک هویت در مرکز، هر اپی به آن وصل می‌شود — و جا برای اپ بعدی از قبل آماده است.

یک اتاق بسته

آدم همین‌طوری وارد نمی‌شود. Hive فقط با دعوت‌نامه است: داشتن حساب کافی نیست، به یک کد نیاز داری. هرکسی که داخل است، یکی دارد — به‌صورت متن یا کد QR.

نکته‌ی اصلی این‌جاست: تو بدون شماره تلفن و بدون ایمیل وصل می‌شوی. کد کافی است. هیچ‌کس هرگز برای این‌که اپ کار کند، دفترچه تلفنش را آپلود نمی‌کند. کمی به این فکر کن که چند پیام‌رسان می‌توانند این را ادعا کنند.

نمای مخاطبان در Hive با جست‌وجو بر اساس ایمیل یا @هندل.
با ایمیل، با @هندل یا با کد — خودت تصمیم می‌گیری چقدر پیدا شدنی باشی.

اول درخواست

و هرکس تو را اضافه کند، هنوز نمی‌تواند برایت بنویسد. اول یک درخواست می‌آید؛ تو تصمیم می‌گیری آیا این تبدیل به گفت‌وگو می‌شود یا نه. هیچ غریبه‌ای بدون اجازه وارد گفت‌وگویت نمی‌شود.

تب «درخواست‌ها» در Hive.
تو یا قبول می‌کنی یا رد می‌کنی. قبل از آن هیچ‌چیز رد نمی‌شود.

فرکانس‌ها — ایده‌ای که همه‌چیز را عوض می‌کند

در هر پیام‌رسانی در دنیا، تو یک رشته‌ی گفت‌وگو با هر شخص داری. یک ظرف که همه‌چیز در آن می‌ریزد: تبریک تولد، قراردادها، دعوا، عکس‌ها.

در Hive به هر تعداد که بخواهی، با همان شخص اتاق‌های جداگانه داری. «خصوصی». «کار». «آثار هنری آلبوم». هرکدام با نام خودش، رنگ خودش — و قواعد خودش. این‌جا همان نقطه‌ای است که Hive دیگر یک پیام‌رسان بهتر نیست، بلکه مفهومی متفاوت می‌شود: حریم خصوصی یک تنظیم سراسری نیست.

فهرست گفت‌وگوها: مخاطب توماس فلد باز شده و دو گفت‌وگو را نشان می‌دهد — «گفت‌وگو» و «آثار هنری آلبوم»، دومی با یک نماد ساعت و یک نشان DE.
یک مخاطب، دو اتاق: یکی معمولی، یکی با خودتخریبی و داده‌ای که در آلمان نگه‌داری می‌شود.

داخل یکی از این اتاق‌ها چه چیزی هست

تأییدیه‌ی خوانده‌شدن، به‌ازای هر گفت‌وگو — و واقعاً. اگر آن را خاموش کنی، سرور دیگر وضعیت خواندنت را بیرون نمی‌دهد. نه یک تیک پنهان‌شده، بلکه پاسخی که دیگر اصلاً نمی‌آید.

پیام‌های ناپدیدشونده، از یک ساعت تا یک هفته. حذف فقط با توافق دوطرفه — کسی به پیام‌های دیگری دست نمی‌زند، فقط می‌توانی بپرسی. و منطقه‌ی داده به‌ازای هر گفت‌وگو: 🇩🇪 یا 🇺🇸. گفت‌وگوهای آلمانی در نورنبرگ نگه‌داری می‌شوند، بدون US CLOUD Act.

بخشی که بیشتر از همه به آن افتخار می‌کنم: اگر سرور آلمانی در دسترس نباشد، آپلود متوقف می‌شود — به‌جای آن به آمریکا نمی‌رود. قولی که در لحظه‌ی شکست، بی‌سروصدا می‌شکند، اصلاً قول نیست.

تنظیمات یک گفت‌وگو: عنوان، رنگ، بی‌صدا، تأییدیه‌ی خوانده‌شدن، منطقه با کلید آلمان/آمریکا، محرمانه (E2E)، خروجی‌گرفتن از گفت‌وگو، خلاصه‌سازی با هوش مصنوعی، پیام‌های ناپدیدشونده، خودتخریبی، بایگانی، حذف.
همه‌ی این‌ها فقط برای همین یک گفت‌وگو اعمال می‌شود — نه سراسری.
پیام‌های ناپدیدشونده: ساعت تمام می‌شود، پیام محو می‌شود.
منطقه‌ی ذخیره‌سازی به‌ازای هر گفت‌وگو: داده فقط همان مسیر انتخاب‌شده را می‌رود — مسیر دیگر بسته می‌ماند.

رمزگذاری‌ای که خودت روشنش می‌کنی — و بعد پابرجا می‌ماند

من به تو رمزگذاری سرتاسری روی همه‌چیز قول نمی‌دهم. به تو یک سوییچ می‌دهم که واقعاً این کار را می‌کند.

یک فرکانس را روی محرمانه بگذار: از آن به بعد روی دستگاه خودت رمزگذاری اتفاق می‌افتد، کلید خصوصی هرگز دستگاه را ترک نمی‌کند، و سرور فقط نویز می‌بیند. این سوییچ یک‌طرفه است — یک‌بار محرمانه، همیشه محرمانه. متن رمزنشده در چنین گفت‌وگویی رد می‌شود، تا هیچ‌کس نتواند دوباره پنهانی بازش کند.

کلیدها روی دستگاه‌ها می‌مانند — سروری که وسط قرار دارد فقط نویز می‌بیند.

و چون رمزگذاری صادقانه هزینه‌ای دارد، آن را می‌گویم: هیچ هوش مصنوعی‌ای در گفت‌وگوهای محرمانه نیست. اگر سرور نتواند چیزی را بخواند، نمی‌تواند خلاصه‌اش هم بکند. باگ نیست — این همان اثبات است که کار می‌کند. هرکس به تو هم E2E و هم هوش مصنوعی سمت‌سرور در همان گفت‌وگو قول بدهد، یکی از این دو را به تو نمی‌فروشد.

برای این‌که کلید هیچ‌وقت مشکل تو نشود، یک نسخه‌پشتیبان رمزگذاری‌شده با کد بازیابی وجود دارد. گوشی نو، مرورگر پاک‌شده — گفت‌وگوهای محرمانه‌ات همچنان مال تو می‌مانند.

تماس‌هایی که هیچ‌کس نمی‌تواند شنودشان کند

تماس صوتی و تصویری مستقیم از دستگاه به دستگاه اجرا می‌شود. سرور فقط دست‌دهی اولیه را واسطه‌گری می‌کند و بعد کنار می‌رود. صدا و تصویر را هرگز نمی‌بیند. نه این‌که «نگاه نمی‌کنیم»، بلکه نمی‌تواند.

هوش مصنوعی در هر گفت‌وگو

خلاصه‌سازی، ترجمه، خواندن با صدای بلند، رونویسی پیام‌های صوتی، ساخت تصویر — درست داخل گفت‌وگو، بدون این‌که اپ را ترک کنی.

هر عمل، اعتبار (کردیت) مصرف می‌کند، و قیمت روی همان دکمه است، پیش از این‌که فشارش بدهی. بدون سورپرایز آخر ماه، بدون اشتراکی که فراموشش کنی. حرف‌زدن رایگان می‌ماند. محاسبه هزینه دارد. همین.

یک گروه‌گفت‌وگو در Hive با سه عضو و نام فرستنده بالای پیام‌ها.
گروه‌هایی تا 50 نفر، با همه‌چیز: رسانه، واکنش‌ها، پاسخ‌ها.

کریپتو: این به کجا می‌رسد

حالا بخشی که Hive را از هرچیزی که می‌شناسی متمایز می‌کند.

هر حساب Hive تبدیل به یک کیف‌پول می‌شود. بیت‌کوین، USDT، مونرو — و تفاوت قطعی با هرچیزی که غول‌های فناوری روزی به تو پیشنهاد خواهند داد: کلیدها روی دستگاه خودت هستند. فقط آن‌جا. من هیچ‌چیز را نگه‌داری نمی‌کنم. نمی‌توانم چیزی را مسدود کنم، تحویل بدهم یا گمش کنم. تو ارزش را به یک مخاطب مثل یک پیام می‌فرستی — بدون یورو، بدون دلار، بدون بانکی در میانه.

این ویژگی‌ای نیست که روی چیز دیگری چسبانده باشم. این نتیجه‌ی منطقی همه‌چیزی است که تا این‌جا گفتم: اگر پیام‌های تو مال تو هستند و داده‌های تو مال تو هستند، پس پول تو هم مال تو است.

چرا هنوز داخلش نیست: چون مرز، جای «کریپتو، بله یا نه» نیست، بلکه جای کنترل است. تا وقتی کلیدها فقط پیش خودت باشند — غیرحضانتی، محلی، دست‌نخورده — این یک پرسش فنی است، و من حلش می‌کنم. لحظه‌ای که به‌نمایندگی از کسی پول نگه‌دارم یا مبادله کنم، یک ارائه‌دهنده‌ی خدمات مالی با مجوز و ناظر می‌شدم. آن وقت شرکتی دیگر می‌بود. پس دارم آن را به شکل درستش می‌سازم: محلی، غیرحضانتی، مال خودت.

مسیر پیش رو

در فهرست، به همین ترتیب:

  • کیف‌پول‌ها — محلی، غیرحضانتی، BTC · USDT · XMR.
  • شماره‌های امنیتی برای گفت‌وگوهای محرمانه — تا خودت بتوانی کلید طرف مقابلت را بررسی کنی.
  • تماس‌های گروهی — به‌محض این‌که بفهمم چطور می‌شود آن‌ها را ساخت، بدون این‌که قول بالا را بشکنم.
  • شبیه‌سازی صدا · متن ← آهنگ · بررسی صحت با هوش مصنوعی برای هر پیام.
  • اپ‌های بومی برای iOS و اندروید. تا آن زمان: Hive را می‌توان روی گوشی نصب کرد و حس یک اپ واقعی را می‌دهد.

می‌خواهی وارد شوی؟

Hive فقط با دعوت‌نامه است. حقه‌ی بازاریابی نیست — می‌خواهم این را آرام و درست بسازم، با آدم‌هایی که موضوع را می‌فهمند.

برایم بنویس. یک کد برایت می‌فرستم.

ادامه دارد.